سارا نفسم، نفسم سارا، سارا عشقمسارا نفسم، نفسم سارا، سارا عشقم، تا این لحظه: 12 سال و 10 ماه و 9 روز سن داره

عزیز دل مامان بابا

خاطره روز برفی

سالم مامان دلم . صبح بابایی زنگ زد گفت اونجا کلی برف اومده.خوش به حالشون:) ما که از بی برفی یادمون رفته چیه. عزیز دلم ایشالا وقتی اومدی 3 تایی با بابایی میریم سیرچ. کلی برف بازی میکنیم. بابایی یادته سال پیش رفتیم سیرچ ؟ دو تا ساندویچ استیک تپل با کلی مخلفات. چقد مزه داد بابایی. یادته چقد سرد بود؟ شما همش مواظب من بودی و من عین بچه ها میدویدم تو برفا. و شما همش نگران بودی من چیزیم بشه. بعد هم 2 تا نوشابه خنک خنک خوردیم و رسما ادم برفی شدیم. یادش بخیر بابایی. عاشقتم بابایی. هوا سـرد اسـت و بـرف آهـسـتـه بـارد  ز ابـری سـاکـت و خـاکـسـتـری رنگ  زمـیـن را بارش مـثـقـال ، مـثـقـال فرسـتد پوشــش فرس...
5 آذر 1390

امید

سلام عزیز دل مامان. سلام عروسک زندگیم مامان. امروز میخوام یه کم متفاوت تر از همیشه بنویسم. یه چند وقتی بود همش تو رو از خدا میخواستم. از همه  میخواستم واسطه شن و برام دعا کنن خدا تو رو به من و بابایی بده. الان که دارم اینا رو برات مینویسم اشک تو چشام جمع شده. من تو رو با تمام وجود از خدا خواستم. امشب خدا تقریبا  جوابمو داد. بهم گفت رو خواسته هام پافشاری نکنم. هرموقع که وقتش شد تو رو به من و بابایی بده و زندگیمون رو رنگ و بویی دیگه بده. بهم گفت از کجا معلوم با این همه پافشاری تو رو مریض و رنجور نده. یا اگه دختره ننگ خونواده شه و اگه پسر معتاد و نا اهل. نه خدا جونم. شرمندم. هروقت صلاحش بود عزیز منم بهم بده. خدایا خوب میدونی ت...
3 آذر 1390

حال و هوای کرمان

سلام نفس مامان. الهی مامان فدات شه. خوبی گلم. مامانم نمیدونم چرا امروز بدجوری دلم هوای کرمان و دانشگاه کرمان و دوستام کرده. پاییز هم بلاخره اومد. از دیروز کلی بارون تو شیراز باریده. جای تو و بابایی خیلی خیلی خالی. خیلی هوا عالی شده. پاییز زیباترین فصل ساله. از بچگی عاشق پاییز بودم. همیشه تو این فصل احساس خاصی داشتم. جدیدا تو این فصل احساس میکنم عاشقتر میشم. نمیدونی مامان. وقتی نگاه به اطرافت میکنی همه رنگهایی رو میشناسی همه رو یکجا میبینی.هوا هم که عالی عالی شده. یه خنکی دلپذیری تمام روحت رو نوازش میده و تا مغز استخونت پیش میره. خدایا به حق این پاییز رنگارنگ قسم کمکم کن بنده خوب خوت باشم. خدایا هوامو داشته باش و به همه جوونا کمک کن. ...
2 آذر 1390

یک روز و نیم عالی عالی عالی

سلام مامان گلی. سلام جیگر طلای مامان. خوبی خوشکل مامان؟؟ خوبی نفس مامان؟ به سلامتی بابایی امشب برگشت. با اتوبوس. ایشالا به سلامت برسه. این یه روز و نصفی که با بابایی بودم خیلی خوش گذشت.(ممنون بابایی). این اولین باری بود که بابایی 2تایی واسه خودمون بودیم و من واسه خودم و بابایی اشپزی کردم و کلی خوشمزه شد. تازشم کلی از مامانی تعریف کرد. مامانم یادت باشه بابایی از قارچ و فلفل دلمه زیاد خوشش نمیاد .  اما غذای منو کلی دوست داشت. بابایی بهم گفته اگه همه چی ایشالا خوب پیش بره ایشالا 6 ماه دیگه میریم خونه خودمون. خلاصه مامانم شب اول رفتیم پارک و کلی خوش گذشت. جات خالی مامانم. ایشالا به زودی شما رو هم میبریم و انوقت میتونی...
29 آبان 1390

دگر بار فرا رسد

سلام مامان گلم سلام ملوسکم سلام عزیز دل مامان. شرمندتم مامانم. این روزا حسابی درگیر شدم . درس ، تمرین ، پروژه ، پروپزال خیلی نگرانم مامانم. دعا کن برامون مامانم . بابایی هم اوضاع بهتر از من نداره چیزی نمیگه اما من از دل مهربونش خبر دارم. روزای سختیه. اما سختی ها هم شیرینه چون بعدش روزگار خوبی خواهیم داشت. بهت قول میدم مامانم. بابایی هم همیشه همین رو میگه. راستی یه خبر خوب برات دارم. بابایی امشب میاد پیشمون هوراااااااااااااا با اینکه امروز روز خوبی نبود و استاد کلی مامانی رو دعوا کرد، اما چون بابایی میاد خوشحالم. دوستون دارم. ...
25 آبان 1390

بهترین روز زندگیم

سلام مسعود خوبم. تا چند روز اینده به یاد ماندنی روز زندگیم یاداور می شه. روز عید غدیر بدون شک بهترین روز زندگیمه.   روزی که بهم قول دادیم تا اخر شونه به شونه بیاییم  و تا اخر پیوند عشقمون رو رقم بزنیم. این روز رو بهت تبریک می گم عزیزم و امیدوارم بتونم اونی باشم که تو میخوای. دوست دارم با تمام وجود. ...
21 آبان 1390

یه خبر توپ!!!!!!!

سلام عزیز دل مامان بابا فدات بشه بابایی یه خبر توپ دارم برات بابایی!!!!!!! من و مامانی امشب راه می افتیم میریم کرمون که فردا بریم مصاحبه برا عضو هیئت علمی شدن تو دانشگاه ولی عصر رفسنجون. فکرشو بکن گلم!!!! اگه بشه چی میشه!!!! مامان و بابات یه دفعه استاد میشن!!!!!! برامون ٢آ کن ملوسم. بابا فدا تو و مامانی بشه الهی. عاشقتونم.     ...
14 آبان 1390

بدون عنوان

سلام نی نی مامان. سلام عزیز دلم. سلام دوستداشتنی من. عشق من یه خبر خوب برات دارم. من و بابایی برای مصاحبه وزارت علوم دعوت شدیم.عالیه نه؟؟ دعا کن مامانم. دعا کن همه چی درست شه مامانم. قولت میدم همه مشکلاتمون حل شه و زود زود سه تاییمون میاییم کنار هم. دوستت دارم مامانم. شما همیشه نی نی ارزوهای منی و با تمام وجود از خدا می خوام زود زود نعمت بزرگ مادر شدن رو به من هم عطا کنه.  کاش میتونستم با کلمات بزرگی علاقم به شما و میزان عشقم رو به بابایی نشون بدم. عاشق هر دوتونم. ...
12 آبان 1390